به هرصورت، سعدی، جایی در زندگی تکتک ما حضور داشته. چه با آواز و موسیقی، چه در زمزمههای عاشقانهمان با دلبر و دلدار، میراثی که بزرگترهایمان به ما سپردند، شاید یادگار روزهای مدرسه کلاسهای ادبیات؛ به شکل معلم اخلاق، استاد سخن، پیر دنیا دیده، یا عاشقی پرشور و یا مونس لحظههای تنهایی.
از خاطرههایتان با سعدی برایمان بگویید. شعر یا حکایتی از او که دوستش دارید، با ما به اشتراک بگذارید. روز سعدی را با هم جشن بگیریم.
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی
اسم من خورشید است. غروبها با یکلیوان شیرکاکائو مینشینم روی کابینت آشپزخانه٬ پیشانیام را میچسبانم به شیشهی سرد پنجره٬ چشم میدوزم به آن تکهی آسمان که از اینجا پیداست٬ تا وقتی که تاریک تاریک بشود.
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی
و از جمله برنامههای مفرح روزمره٬ این است که لم بدهیم جلوی تلویزیون و همانطور که فرونشستن بخار چایدارچین نوبت شب را انتظار میکشیم٬ سریالهای آبکی صدا و سیما را به باد استهزا بگیریم.
برچسب:
نویسنده: ساناز رضایی